محمد ابراهيمى وركيانى
140
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
نمايد ؛ چراكه بنىقريظه پيش از ديگر يهوديان مدينه با پيامبر ( ص ) پيمان وفادارى امضا كرده بودند ، ولى با اين همه بزرگترين خيانت را مرتكب شدند . از اين نظر سعد با قاطعيت اظهار داشت كه جزاى همهء كسانى كه در جنگ احزاب برضد مسلمانان همكارى داشتهاند ، مرگ است . پيامبر نيز حكم سعد را تأييد كرد و همانگونه كه قرآن حكايت دارد ، جنگجويان آنها كشته شدند و زنان و كودكانشان نيز اسير گرديدند ؛ حال آنكه در تورات بهصراحت آمده است كه حضرت موسى ( ع ) درمورد اسيران نيز حكم اعدام را اجرا نمود و تنها اجازه داد دختران دوشيزه باقى بمانند . « 1 » اين در حالى است كه اسلام هيچ اسيرى را محكوم به اعدام نمىداند ، جز اينكه جرمى غير از حضور در جبهه جنگ داشته باشد . « 2 » جريان برخورد مسلمانان با يهوديان بنىقريظه همواره مورد سوءاستفاده يهوديان و از هواداران آنها بوده است . اگرچه در كيفيت اجراى حكم و شمار محكومان مبالغه شده ، حقيقت آن است كه اين حكم خفيفتر از مجازاتى كه در خود تورات آمده ، اعمال شد و پيامبراكرم نيز خود داورى نفرمود ، بلكه مسئوليت آن را به فردى سپرد كه خود يهوديان داورى او را پذيرفته و اوسيان نيز او را به رياست خويش برگزيده بودند . بنابراين پيامبر ( ص ) نمىتوانست كارى جز تأييد داورى سعد داشته باشد ؛ زيرا حكم قاضى براساس اصول و ضوابط قرآن و تورات شكل گرفته بود و به همينرو نقض چنين حكمى روا نبود ، ضمن آنكه از نظر حقوق بينالملل معاصر نيز حكم جانى جنگى اعدام است . مهمتر اينكه سرگذشت ارفاق پيامبر نسبت به دو گروه قبلى ، يعنى بنىقينقاع و بنىنضير ثابت كرده بود كه اينان با خروج از مدينه به مخالفان خواهند پيوست و جنگى بدتر از احزاب را - كه يهوديان بنىنضير نقش اصلى را در آن داشتند - بر مسلمين تحميل خواهند كرد . پيامبر در خيبر نيز پس از آنكه يهوديان توان نظامى خويش را از دست داده بودند ، با كمال بزرگوارى و گذشت ، آنها را بر اراضى خيبر بهكار گرفت و به صورت منصفانه با آنان قرارداد امضا كرد و در تمام دوران پيامبر نه آنان خيانتى كردند و نه ازجانب مسلمانان با آنان برخورد بدى انجام شد .
--> ( 1 ) . تورات ، سِفْر اعداد ، باب 131 . ( 2 ) . بنگريد به : ابراهيمى وركيانى ، اسلام و حقوق بينالملل عمومى ، ج 2 ، ص 77 .